السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

347

تفسير الميزان ( فارسي )

و اما گوشت و خون و ناخن و مويش از زن است گفتند : اين را نيز درست گفتى اى محمد ، حال بگو بدانيم : چه مىشود كه فرزند شبيه بعموهايش مىشود ولى بدايىهايش شباهت پيدا نمىكند ؟ و يا فرزندى بدايىهايش شباهت بهم مىرساند ، و هيچ شباهتى بعموهايش ندارد ؟ فرمود : از نطفه زن و مرد هر يك بر ديگرى غلبه كند ، فرزند بخويشان آن طرف شباهت پيدا مىكند ، گفتند : اى محمد اين را نيز درست گفتى ، حال از پروردگارت بگو كه چيست ؟ اينجا خداى سبحان سوره ، ( قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ) را تا باخر نازل كرد ، ابن صوريا گفت : يك سؤال ديگر مانده ، اگر جوابم بگويى به تو ايمان مىآورم ، و پيرويت مىكنم ، بگو ببينم : از ميان فرشتگان خدا كداميك به تو نازل مىشود . و وحى خدا را بر تو نازل مىكند ؟ راوى ميگويد : رسول خدا فرمود : جبرئيل ، ابن صوريا گفت : اين دشمن ماست چون جبرئيل همواره براى جنگ و شدت و خونريزى نازل مىشود ، ميكائيل خوبست ، كه همواره براى رفع گرفتاريها و آوردن خوشيها نازل مىشود ، اگر فرشته تو ميكائيل بود ، ما به تو ايمان مىآورديم . « 1 » مؤلف : اينكه رسول خدا ( ص ) فرمود : چشمم ميخوابد و قلبم بيدار است تنها در اين حديث نيامده ، بلكه احاديثى بسيار چه از عامه و چه از خاصه در اين باب رسيده ، و معنايش اين است كه آن جناب با خوابيدن از خود بى خود نميشده ، و در خواب ميدانسته كه خواب است ، و آنچه مىبيند در خواب ، مىبيند ، نه در بيدارى . و اين حالت گاهى در بعضى از افراد صالح پيدا مىشود ، و منشا آن طهارت نفس و اشتغال به ياد پروردگار ، و مقام او است ، علتش هم اين است كه وقتى نفس آدمى بر مقام پروردگار اشراف يافت ، اين اشراف ديگر نمىگذارد از جزئيات زندگى دنيا و نحوه ارتباطى كه اين زندگى به پروردگار دارد غافل بماند ، و اين خود يك نوع مشاهده است كه براى آن گونه افراد دست ميدهد و ما از آن ميفهميم كه آدمى در عالم حيات دنيوى در حال خواب است ، حال چه اينكه راستى بخواب هم رفته باشد ، يا باصطلاح ما بيدار باشد ، خلاصه آن كسى هم كه در نظر ما فرو رفتگان در ماديات و محسوسات ، بيدار است ، در نظر آن افراد هوشيار ، خواب است . هم چنان كه از امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه هم روايت شده كه فرمود : ( الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا ) مردم در خوابند ، و چون بميرند ، بيدار ميشوند ، ( تا آخر حديث ) و به زودى انشاء اللَّه بحث مفصلى پيرامون اين معنا ، و نيز كلامى پيرامون ساير فقرات حديث بالا در مواردى كه مناسب باشد در اين كتاب خواهد آمد .

--> 1 - مجمع البيان ج 1 ص 167